
در آسمان عشق تو سیاره ای ام بی صدا
نورم گرفته از تو و افتاده ام در برکه ها
دستم نمی یابد تو را ، شاید که بختم یار نیست
تنهاترین شبگرد من تنها تو ماندی با خدا
ای جاودان رویای من در کهکشانت تا ابد
جای من و آه دل و این ناله های بی صدا
در ژاپن ماموران پليس، جواني را که باعث يک تصادف رانندگي شده بود دستگير کردند، اما وقتي که فهميدند اين جوان بايد چند دقيقه ديگر در يک امتحان سر نوشت ساز شرکت کند، او را با اسکورت و آژير به محل امتحان بردند تا آقا از امتحان عقب نماند! | |
نوشته شده توسطX EHSANAZIIدر تاريخ پنجشنبه ۹ آذر 1385 |
|
در اسراييل، يک آقاي ثروتمندي، پس از يک بگو مگوي حسابي با عيال مربوطه بر سر اينکه او آدم بسيار خسيسي هست و جان به عزراييل هم نمي دهد، گاو صندوق خانه اش را باز کرد و مبلغ 680 هزار دلار پولي را که در گاو صندوق داشت در جلوي چشمان از حدقه در آمده همسرش آتش زد وخاکستر کرد |
|
نوشته شده توسطX EHSANAZIIدر تاريخ پنجشنبه ۹ آذر 1385 |
|
افرادی که شاخص وزن بالاتری دارند در تست های شناختی ضعیف تر عمل می کنند. |
نوشته شده توسط ELIKA در تاريخ جمعه ۵ آبان ۱۳۸۵ |
در جمعی صحبت از هوش حیوانات بود .یکی از حضار گفت :ـــسگ من از نظر هوش نظیر ندارد . چندی قبل برای گردش به جنگلی که بیرون شهر است رفته بودم و مدتی طولانی آنجا ماندم.سگم که از غیبت من نگران شده بود زنجیرش را پاره کرد از دیوار پرید و با بو کردن زمین و تشخیص بوی بدن من پس از پنج ساعت جستجو و طی پانزده کیلومتر مسافت مرا در جنگلی پیدا کرد و با خوشحالی به طرف من پرید و جالب اینجاست در تمام این مدت تنها وسیله شناسائی و راهنمائی او بوی بدن من بود.! |
نوشته شده توسط NEGAR در تاريخ پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۸۵ |
سلام و درود پاک پروردگار مهربان و عاشق به شما برادران و خواهران خوبم و اميد دارم که با قلبی صاف و سرشار از مهربانی در پناه حق سلامت باشيد... |
نوشته شده توسطSHEMBELCAT در تاريخ پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۸۵ |
یک جهانگرد سفید پوست به یکی از کشورهای افریقائی که هنوز اکثر مردمش در قبیله ها زندگی میکنند رفت و دید بیشتر سیاه پوستان گردن بندهائی از دندان تمساح به گردن خود آویزان کرده اند سپس رو به رئیس قبیله کرد و گفت :ـ من فکر میکنم این گردن بند همان قدر برای شما ارزش دارد که یک گردن بند مروارید برای سفید پوستها؟! رئیس قبیله جواب داد:ــارزش آنها به هیچ وجه یکسان نیست زیرا هرکسی میتواند سر صدف را باز کتد ولی باز کردن دهان تمساح کار هرکسی نیست |
نوشته شده توسط NEGAR در تاريخ جمعه ۶ مرداد ۱۳۸۵ |
لينا مدينا كه 27 سپتامبر 1933 در منطقه آندز كشور پرو (آمريكاي لاتين) به دنيا آمده بود روز 14 ماه ماه 1939(در 5 سال و هشت ماهگي) در بيمارستان با عمل سزارين كه توسط دكتر «لوزادا» صورت گرفت يك پسر 2 كيلو و هفتصد گرمي كاملا سالم و طبيعي به دنيا آورد كه نامش را «جراردو» گذاردند. اين نخستين زايمان از اين دست است که در تاريخ بشر ثبت شده است. خانواده لينا قبلا تصور مي كردند كه در شكم او يك تومور و يا «كيست» است كه هر روز بزرگتر مي شود و او را به بيمارستان برده بودند كه حاملگي تشخيص داده شد و در وقت معين، وضع حمل انجام شد. |
نوشته شده توسط EHSANNAZI در تاريخ پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۵ |
هرگز دستي را نگير >وقتي قصد شکستن قلبش رو داري* هرگز نگو براي هميشه >وقتي ميدوني جدا ميشي* هرگز نگو دوست داري >اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي* درباره احساست سخن نگو > اگر واقعا وجود ندارد* هرگز به چشماني نگاه نکن > وقتي قصد دروغ گفتن داري*به کسي نگو تنها اوست >وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني* قلبي را قفل نکن >وقتي کليدش رو نداري* و کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده,شايد هيچوقت کسي رو به اون انداز ه دوست نداشته باشي | |
نوشته شده توسطASAL در تاريخ دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸5 | |
Email:mahdi_kind_letsgo@yahoo.com |
السلام عليک بااباعبدالله الحسين
چند عکس از خانه حضرت علی(ع)
زیارت حرم مطهر امام رضا(ع) از راه دور
سينه زنی عربی(من البين..)
کلیپی زيبا از يک خواننده ی مسلمان [کلیپ(فيلم و فلش)
تصاویر زنده از حرم امام علی(ع)
دعای جوشن کبیر
زیارت آل یاسین
زيارت عاشورا
عکس ماهواره ای از حرم امام حسين(ع)
آرشيو لينكدوني
تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست
تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام
تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست
تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست
تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار
خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند
اما از روزي که تو راديديم نوشتم......
از تنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي توبودنم است...........
از تنهائی بيزارم زيرا فضاي غم گفته سكوتم تورا فرياد ميزند......
از تنهائي بيزارم چون به تو وابسته ام....................
از تنهائي بيزارم چون با تو بودن راتجربه کرده ام...........
از تنهائي بيزارم چون خداوندهيچ انساني را تنها نيافريد
از تنهائي بيزارم چون خداوند تو رابرايم فرستاد تا تنها نباشم...........
از تنهائي بيزارم زيرا هر وقت تنهائي گريه كنم دستهاي
مهربانت رابراي پاک كردن اشكهايم كم مي آورم.......
از تنهائي بيزارم چون شيرين ترين لحظاتم باتوبودن است......
از تنهائي بيزارم چون مرداب مرده تنم با آفتاب نگاه تو جان ميگيرد
از تنهائي بيزارم چون کوير خشک لبانم عطش باران محبت از لبانت رادارد..........
از تنهائي بيزارم چون هنوز به قداست شانه هايت ايمان دارم
از تنهائي بيزارم چون تمام واژه هاي شعرم با تو بودن را فرياد ميزند
از تنهائي بيزارم چون هيچگاه تنهائي را درک نکردم
هميشه وهمه جا درهمه حال حضورت را در قلبم حس کردم پس بگذار با تو باشم......
عاشقانه در آغوش پر مهر تو بميرم.......
تا هميشه ماندگار باشم...............
سلام من به مری گشنه
میدونید سمن چیه